برق همين دنيا بود كه چشم هايمان را دزديد و گوش هايمان را بست و امروز مجبوريم دوباره با عينك ته استكاني و سمعك به ملاقاتش برويم . نمي خواهيم باور كنيم كه اين رنگ ها و صداها واقعي نيست . اينها مي خواهند ما را از داشته هاي خودمان غافل كنند . چشم هايمان را مي دزدند و به جاي آن عصاي سفيد و عينك به دستمان مي دهند وانسان مجموعه اي مي شود از رنج ها و آرزو هاي ناتمام . همين كه از مادر زاده مي شوي مي فهمي چه ملكوتي را از دست داده اي و مجبوري تمام عمر در پوستيني كه دنيا به تو مي دهد با روز مرگي زندگي كني . با عينك . سمعك و عصا......

12 سال و 11 ماه و 13 روز و 10 ساعت و 46 دقيقه قبلچي شد حنانه جان شكه شدي ؟؟
12 سال و 11 ماه و 13 روز و 10 ساعت و 45 دقيقه قبلنه افسوس خوردم
12 سال و 11 ماه و 13 روز و 10 ساعت و 44 دقيقه قبلافسوس نخور دنيا دو روزه . اون دو روز هم روز به روزه . اوكي ؟
12 سال و 11 ماه و 13 روز و 10 ساعت و 38 دقيقه قبل
12 سال و 11 ماه و 13 روز و 10 ساعت و 30 دقيقه قبلتعجب كردي ليلا . آخر وعقب همه ما هم ايجوري نيست ؟
12 سال و 11 ماه و 13 روز و 10 ساعت و 27 دقيقه قبلمن از اونام که ذهنم پره از اینا..
هر لحظه و همیشه
12 سال و 11 ماه و 13 روز و 10 ساعت و 24 دقيقه قبلهمين كه از مادر زاده مي شوي مي فهمي چه ملكوتي را از دست داده اي...
12 سال و 11 ماه و 13 روز و 10 ساعت و 24 دقيقه قبلباشه پس تو كه بيشتر از من بلدي حتما زندگيت رو فرم تر و بهتر از منه طلا
12 سال و 11 ماه و 13 روز و 10 ساعت و 23 دقيقه قبلنه بابا...انسان که درس عبرت می گرفت این وضش نبود..من فقط فکر می کنم..نمیدونم شایدم به خاطر ایناس که دیگه مثه قبلنا بم خوش نمیگذره...می خندم..ولی بعدش باز...یه جورایی افسردگی بش می گن..گاهی خوشی گاهی غم..
12 سال و 11 ماه و 13 روز و 10 ساعت و 19 دقيقه قبل