من نه عاشقی کردم نه عشق را زندگی من پشت افکار پوسیده مادرم که گفت دختر باید در خانه بشیند تا برایش سر و دست بشکانند پوسیدم... من زیر سنگینی آبروداری برای پدرم که سرشناس محل بود فرصتهای خوشحالیم را دفن کردم من هزار بار شکستم وقتی دلم چیزی را خواست که مردم بد میدانستند من پر از حرفهایی بودم که زیر آوار "هیس" گفتنش عیب و کسر شاءن است به خاک نشست... من دختری نکردم ،جوانی نکردم ، عاشقی نکردم و نگاهم هزار بار ترسید از اینکه کسی مرا بیشتر از آنچه باید در خیابان ببیند... دروغ چرا ... دیگر این کوچه و پس کوچه ها هم رنگ و بوی عشق ندارد ما پشت دنیای دروغی که برایمان ساختند دیوانگی مجنون را ،تیشه عاشقی فرهاد را،دلهره های لیلی را،اشکهای دوری شیرین جا گذاشتیم .


بله متاسفانه اینها حقایقی انکار ناپذیر است
12 سال و 11 ماه و 8 روز و 3 ساعت و 5 دقيقه قبل
12 سال و 11 ماه و 7 روز و 6 ساعت و 33 دقيقه قبل