دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

از اين پس نامه هايم را براي هيچ نخواهم نوشت، بابا مــُرد..عصايش را كنار در گذاشت و رفت،ديگر سايه اش هم به اين حوالي سرك نمي كشد .تمبر هاي نامه هم تمام شد!! آخرين نامه هايم را با اشك هايم برايت نوشتم و دست هيچ پستچي ندادم! خيالت راحت باشد .... عزيزم ســـلام اينكه تو را بعد از بابا لنگ دراز پيدا كردم خوشحالم مانده بودم نامه هايم را به آدرس كدام عزيز نداشته ام بفرستم كه تو را ديدم. ِ چشمانت مرا به سالهاي كودكي ام كشاند،اميدوارم آغوشت هيچگاه اين تن ِ زخمي را تــرك نكند عزيزم ..شايد كمي زمان ببرد كه با هم اُخت شويم اما حس ِ بودنت صميميست.بوي بهار مي دهي بوي شادابي بوي لبخند هاي پر تكرار ِ كودكي..نمي خواهم در اولين نامه ام سرت را درد بياورم فقط بدان بودنت است نو در من ميكاري جوانه هاي را براي تو باز مي كنم يك نامه ي كوتاه از تنها دختركـ روزگارِ پاييزي اين روزها.. را درخت انتخاب كردم اما اميدوارم جوابت به نامه هايم هميشه باشد ماه بانوي من هميشه بتاب ..امضا: دخترك تو (عاطفه)

1392/07/21 - 17:46
بدون دیدگاه

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)