بعد از مدتها امروز از صبح اینقدر شلوغ کردم که الان به زور منو فرستادن تو اتاقم که بسته دیگه چقدر شلوغ میکنی خسته نشدی؟ خبر ندارن که اینا آرامش و اثر دیروزه و البته برخورد قشنگه صبح یکی ...بعد مدتها امروز بهم گفتن بیا بریم مهمونی با کمال میل قبول کردم و اولین نفر هم آماده شدم تازه دعوت فردارو هم بدون هیچ حرفی سریع قبول کردم خیلی خوب بود امروز فقط یکم سر یک واژه غمگین شدم اما الان که فکر میکنم مهم هم نیست از هر کسی باید به اندازه ی معرفتش انتظار داشت...فردارم قشنگ میکنم هفته ی آینده قراره یکی از شیرین ترین اتفاقات عمرم پیش بیاد و من از چند روز پیش براش جشن گرفتم ...و هر وقت یادش میوفتم فقط شکر میکنم یک روز به یاد موندنی در راهه ...
شیطونی کردن خوبه خیلی..
12 سال و 11 ماه و 4 روز و 19 ساعت و 6 دقيقه قبلآره خیلی ...
12 سال و 11 ماه و 4 روز و 19 ساعت و 1 دقيقه قبل