دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

میان ماشین‌ها می چرخید .... با دستمالی چرک به بهانه‌ی پاک کردن شیشه‌ها .... اما هیچ کس او را نمی دید .... هیچ کس سکه‌ای به کاسه‌اش نمی‌انداخت... یک روز اتوبوس بی‌حواسی جانش را گرفت و خیابان به ناگهان کفاره باران شد از اسکناس‌های بی‌حاصل.

1392/07/25 - 19:33

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)