دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

یه سری پسرعمه بابام که هم سنه بابامم هستش اومده بود خونمون خلاصه یارو حس شیرین کاریش گل کرد هی از گوشیش زنگ میزد به تلفن خونمون قطع میکرد ما فهمیدیم اینه محل نذاشتیم یهو داداشم اومد خونه یارو دوباره زنگ زد داداشم گوشی رو برداشت گفت الو الو دیدی حرف نمیزنه گفت نمیدونم کدوم پدرسگی بود قیافه من قیافه پسرعمه بابام قیافه مادر و پدرم

1392/07/27 - 15:46 در خاطرات
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)