دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

قبلاً خیلی میشدم از دیدن لاشه‌ی ‌هایی که توو ‌ها پخش‌و پلا شدن, با خودم فکر می‌کردم این ‌ها یعنی چجوری تونستن این صحنه‌های رو رقم بزنن! / اما .. چند روز پیش که توو رفیقم بودم و سگ جلو راهمون رو گرفته بود, بـِر و بــِر ما رو نگاه می‌کرد و کنار نمی‌رفت و امروز که یه توله‌سگ پشتِ در بود هِی می‌خواستم برم بیرون آروم در رو بهش می‌زدم و هم با چوب آروم ضربه زدم و هیچ خطری حس نمی‌کرد؛ و آخرم مجبور شدم عینهو این ‌ها که از راه‌های کوچیک میگذرن به زور رد شم, اصلا دیگه جای بحثی برام نزاشت .. .

1392/07/29 - 00:11 در دلنوشتِ دنبالریون

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)