دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

زویا پیرزاد تو یکی از کتاباش از عشق یه پسر مسلمون ب یه دختر ارمنی نوشته بود واین ک علی آقا پدر اون پسره بقالی داشته و سواد درست درمونی هم نداشته پا میشه میره خونه پدرو مادر دختر ارمنیه ک هردوشون هم تحصیلات عالیه داشتن ، خلاصه ش اینه که براش پذیرایی میارن و علی آقا میخوره ( بر عکس خیلی از ما ها ک نجس میدونیم غذاها وُ لباساوُ ظرفای اقلیت های مذهبیو) و با احترام ب پدرو مادر ارمنیه حالی میکنه ک پسرش عاشق دخترشون شده و لطفا یه جوری ک شخصیتش خُرد نشه ب دخترتون بگین این عشقو از سر پسرم بندازه و با تشکرو احترام بابت سالهای خوب همسایگی از خونه شون میره بیرون / چیزی ک برام جالب بودهو هست اینه ک اون دختر ارمنیه تعریف میکنه : مادرم تا آخرین روزای عمرش هر وقت یاد علی آقا بقال می افتاد با یه تحسین خاصی میگفت: ب نیست

1392/08/01 - 12:06 در چهار راه
5 ديدگاه
پـریـسـا

شعور به تحصیلات نیست ! آدمای زیادی دیدم که تحصیلات عالیه داشتن اما شعور کافی نداشتن متاسفانه .. ازی آدما دورو برم زیاده

12 سال و 10 ماه و 27 روز و 13 ساعت و 12 دقيقه قبل
امیر کریمی

توی سه کتاب بود ولی یادم نیست توی کدوم یک از این داستاناشه
مثل همه عصرها
طعم گس خرمالو
یک روز مانده به عید پاک

12 سال و 10 ماه و 27 روز و 12 ساعت و 59 دقيقه قبل

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)