دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

امشب برای دردسرهایم سر و سامان بیاور *دلتنگی ام را بقچه کن ، داد از نی چوپان بیاور *شادم کن و بنشین کنارم قد ِ چای و صحبت و . . . بعد* با رفتن ات یک پشته مه از سمت لاهیجان بیاور *سبزینه پوشم از غزل هایی که از چشم تو جاری است *من دشت های با تو آبادم ، کمی ایمان بیاور .......

1392/08/04 - 11:51 در بافندگان زنجیره عشق
5 ديدگاه
آیینه ی خیال

در هر نگاهت آذرخشی از تب و آزرم پیداست
بر لوت لبهایم هجوم بوسه ی باران بیاور


این شعر شاید آخرین برگ است از یک فصل بی تو
با من بمان آرامشی را از پس ِ طوفان بیاور

تو حکمران قطعی قصر کلام و قصه هایی
قیصر شو و نام آوری دیگر از این دوران بیاور

تا هر کجا می خواهی از من دور باشی ، دور باش و . . .
نزدیک تر از من کجا داری؛ بگو ، برهان بیاور

در فصل زرد چتر مشکی ها، بیا و مرهم ات را
بر غربت پس کوچه های زخمی تهران بیاور

12 سال و 10 ماه و 27 روز و 1 ساعت و 9 دقيقه قبل
گمنام

رفتی و بی نامه و بی هیچ یادی از خاطرات کوچه ها...

12 سال و 10 ماه و 27 روز و 47 دقيقه قبل
گمنام

برای بانوی پریشان نوشتم ... نه کسی ...

12 سال و 10 ماه و 27 روز و 43 دقيقه قبل

بازنشر

(2 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)