دنبالر یک میکروبلاگ چند رسانهای است که کاربران آن میتوانند یک ارسال با طول 1000 کاراکتر بهمراه تصویر، ویدئو، لینک و فایل داشته و با دنبال کردن کاربرانِ شبکه، افکار و نظرات خود را با سایرین به اشتراک بگذارند. گروهها، کارمندان، همکاران و انجمنها با ایجاد یک گروه عمومی یا خصوصی قادر به ارتباط با یکدیگر و اطلاع رسانی بوده و به کمک تکنولوژی RSS میتوانند تازه ترینهای شبکه را پیگیری نمایند. دنبالر توسط هر وسیلهی متصل به اینترنت از جمله تلفن همراه دنبالپذیر بوده و امکان ارسال پست توسط پیامک (SMS) را دارا میباشد!
مطلبی که روز چهارشنبه مورخ 1/8/1392 «با عنوان امام؛ پیشوای سیاسی یا الگوی ایمانی» در روزنامه «بهار» منتشر شد، همانگونه که سرکلیشه آن (یادداشت) تایید میکند، از نوع یادداشتهایی است که لزوما دیدگاه و موضع روزنامه را بیان نمیکند، هرچند انتشار آن از مسئولیت روزنامه نمیکاهد.
12 سال و 10 ماه و 24 روز و 7 ساعت و 43 دقيقه قبلاین یادداشت که در ساعات پایانی کار تحریریه به دست رسید و در شتاب کار با اهمال و عدم دقت کافی منتشر شد، به قصد و نیت تجلیل و تکریم عید غدیر صورت گرفت، درباره عظمت و مرتبت واقعهای که به قول همین نویسنده، علیاصغر غروی، «جزء اخیر علت تامه دین اسلام است» و درباره امامت امامی که «چون تمامی کلمات خالق را در خود محقق و صفات جمال او را در خود متجلی ساخته، به امامت امت، نایل شده است، [که] نه فقط در حیاتش و نه تنها برای پنج سال، که تا قیام قیامت و برای همه دورانها و برای همه انسانها و این همان زعامت کبراست.»
در این یادداشت نویسنده به موضوعاتی اشاره داشته است که شبهاتی را پیش میآورد که برای رفع آن باید این یادداشت با اعمال اصلاحات یا توضیحات مفصلتر و مشروحتری همراه میگشت تا شبهات آن برطرف یا روشن می گشت.
تمایزگذاری نویسنده میان وِلایت با وَلایت، میان رهبری با دوستی، میان زعامت با محبت، میان سیاست و ایمان، میان امامت و خلافت، میان نصب و انتخاب از جمله این شبهاتی است که نویسنده به خوبی نتوانسته آنها را توضیح دهد و بر آن فائق آید و مستند و نادلبخواهانه آنها را تبیین کند.
همچنین واژههای به کار رفته در این یادداشت بسیط و نادقیقاند، از جمله معنای خلافت، امامت، قدرت و... این نکات اگرچه تفسیر و دیدگاه نویسنده را بروندینی و برونشیعی نمیسازد، زیرا تفسیرها و برداشتهای اختلافی درونشیعی و در حوزه تفکر شیعی از چنین نگرشهایی آکنده و تباردار است، به دیدگاهی نزدیک میکند که میان سیاست و دیانت تمایز قائل میشود و از آن موضع اعتقادات شیعی را تفسیر میکند.
در این دیدگاه، امر تاریخی و ترتّب رخدادهای واقعی به گونهای خاص تلقی میشود که گویی امر تاریخی و سلسله حوادث پس از رحلت رسول اکرم (ص) از حقیقت تاریخی هم برخوردار بودهاند.
این شبهات و دیدگاه اگرچه شایسته است که در رسانهها مطرح و بحث و نظر جدی و محققانه را موجب شود، اما چون میتواند به این تصور بینجامد که نویسنده این «یادداشت» موضع روزنامه و هیات