دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

زن و شوهری با پسر شش هفت سالشون اومده بودن پیش من.وقتی مرد از اتاق برای کاری بیرون رفت؛ زن رو به پسرش گفت : برو جلو در منم میام.پسر قبول نمیکرد.میگفت میخوای چی بگی.بعد دور شدن پسر زن گفت: همسرم معتاد است لطف کنید اومد بهش بگید دیگه دست برداره از اعتیاد.زن پا شد بره دم در گفت پس یادتون نره.منم گفتم باشه.پسره گفت.ها چی گفتی چی یادش نره.من از غیرتی بودن پسره در شکفت شدم

1392/08/06 - 10:38 در دلنوشتِ دنبالریون
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)