جهت عضويت در Donbaler و دنبال کردنِ از یاد رفته... تمايل داريد ؟!

دنبالر یک میکروبلاگ چند رسانهای است که کاربران آن میتوانند یک ارسال با طول 1000 کاراکتر بهمراه تصویر، ویدئو، لینک و فایل داشته و با دنبال کردن کاربرانِ شبکه، افکار و نظرات خود را با سایرین به اشتراک بگذارند. گروهها، کارمندان، همکاران و انجمنها با ایجاد یک گروه عمومی یا خصوصی قادر به ارتباط با یکدیگر و اطلاع رسانی بوده و به کمک تکنولوژی RSS میتوانند تازه ترینهای شبکه را پیگیری نمایند. دنبالر توسط هر وسیلهی متصل به اینترنت از جمله تلفن همراه دنبالپذیر بوده و امکان ارسال پست توسط پیامک (SMS) را دارا میباشد!
داستان درباره كوهنوردي ست كه مي خواست بلندترين قله را فتح كند .بالاخره بعد از سالها آماده سازي خود،ماجراجو يي اش را آغاز كرد.اما از آنجايي كه آوازه ي فتح قله را فقط براي خود مي خواست تصميم گرفت به تنهايي از قله بالا برود.
13 سال و 11 روز و 19 ساعت و 59 دقيقه قبلاو شروع به بالا رفتن از قله كرد ،اما دير وقت بود و به جاي چادر زدن همچنان به بالا رفتن ادامه داد، تا اينكه هوا تاريك تاريك شد.
سياهي شب بر كوهها سايه افكنده بود وكوهنورد قادر به ديدن چيزي نبود . همه جا تاريك بود .ماه و ستاره ها پشت ابر گم شده بودند و او هيچ چيز نمي ديد .
در حال بالا رفتن بود ،فقط چند قدمي با قله فاصله داشت كه پايش لغزيد و با شتاب تندي به پايين پرتاب شد .در حال سقوط فقط نقطه هاي سياهي مي ديد و به طرز وحشتناكي حس مي كرد جاذبه ي زمين او را در خود فرو مي برد . همچنان در حال سقوط بود ... و در آن لحظات پر از وحشت تمامي وقايع خوب وبد زندگي به ذهن او هجوم مي آورند.
ناگهان درست در لحظه اي كه مرگ خود را نزديك مي ديد حس كرد طنابي كه به دور كمرش بسته شده ، او را به شدت مي كشد
ميان آسمان و زمين معلق بود ... فقط طناب بود كه او را نگه داشته بود و در آن سكوت هيچ راه ديگري نداشت جز اينكه فرياد بزند : خدايا كمكم كن ...
ناگهان صدايي از دل آسمان پاسخ داد از من چه مي خواهي ؟
- خدايا نجاتم بده
- آيا يقين داري كه مي توانم تو را نجات دهم ؟
- بله باور دارم كه مي تواني
- پس طنابي را به كمرت بسته شده قطع كن ...
لحظه اي در سكوت سپري شد و كوهنورد تصميم گرفت با تمام توان اش طناب را بچسبد .
فرداي آن روز گروه نجات گزارش دادند كه جسد يخ زده كوهنوردي پيدا شده ... در حالي كه از طنابي آويزان بوده و دستهايش طناب را محكم چسبيده بودند ، فقط چند قدم بالاتر از سطح زمين ...
و شما چطور ؟ چقدر طنابتان را محكم چسبيده ايد ؟ آيا ميتوانيد رهايش كنيد ؟
درباره ي تدبير خدا شك نكنيد . هيچ گاه نگوئيد او مرا فراموش يا رها كرده است . و به ياد داشته باشيد كه او هميشه با دست راست خود شما را در آغوش دارد
@♫ °˚˚ ♥ ∂ † ß ί ♥ ˚˚° ♫ و @◕‿◕ سارایی ツ و @elahe و @❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁ و @AF.MhD......Arefeh و @♥سَمیـــ ــرا♥ و @samira و @خانوم گل و @mohammad-h و @☼ Sᗩ Rᗩ ☼ و @(خندون خاندان) mina و @سارا(نفس دنبالر) و @فرشتة (خانومي دنبالر) و @✿°๐مـﮩﭟـاب๐°✿ و @محدثه و @√∂ᗩḓᖇ!η و @OM!D ( کلاه قرمزی خاندان ) و @شيرين ( آليس در سرزمين عجايب ) و @¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•.¸¸.•°` و @javad amini و @آیدا و @Diba (مادربزرگ) و @میترا و @♥♥ دنيا ♥♥ و @غَـزل عَکّـاسِِ دنبالـر... و @Uranium و @♥ ░s░н░α░Ď░ί ♥ و @مهسا و @دلــــــــــــــــارام و @✘ABღLFAZL✘ و @سارا و @maryam4665 و @گلبرگ و @سارا خانوم و @محـــمد و @amir و @وحید رعیتی و
13 سال و 11 روز و 19 ساعت و 59 دقيقه قبلبسیار زیبا



13 سال و 11 روز و 9 ساعت و 14 دقيقه قبللاااااااااااااااايك
13 سال و 11 روز و 7 ساعت و 54 دقيقه قبل