دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

چه خوش خیال بودم ... که همیشه فکر می کردم در قلب تو محکومم ... .....به حبس ابد!! ... به یکباره جا خوردم ...... وقتی زندان بان برسرم فریاد زد هی... تو ... آزادی! . . . و صدای گامهای غریبه ای که به سلول من می آمد . . .

1392/08/07 - 20:49
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)