دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

خاطره شنیدنی اکبر عبدی از حسین پناهی که خواندن آن خالی از لطف نیست. عبدی می‌گوید: یک روز سر سریال بودیم. هوا هم خیلی سرد بود. حسین از ماشین پیاده شد بدون کاپشن. گفتم: حسین این جوری اومدی از خانه بیرون؟ نگفتی سرما می‌خوری؟! کاپشن خوشگلت کو ؟ گفت: کاپشن قشنگی بود، نه؟ گفتم: آره گفت: من هم خیلی دوستش داشتم ولی سرراه یکی را دیدم که اون هم دوستش داشت و هم احتیاجش داشت. من فقط دوستش داشتم... لایک کنید برا شادی روحش

1392/08/07 - 23:49
بدون دیدگاه

بازنشر

(6 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)