دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

امروز رفتیم کتابخونه درس بخونیم شدید خوابمون گرفته بود با راحیلی تصمیم گرفتیم چای بخوریم چاره ای نداشتیم رفتیم آبدار خونه به بهونه ی آب خوردن خانمه متصدی اونجا که اومد راحیلی رفت بیرون بعد من پر رو پر رو و خیلی مظلومانه دقیقا این شکلی بهش گفتم میشه ما هم چایی بخوریم ؟ دلمون میخواد خوب جوونیم خانمه خندید گفت نمیشه ولی بردارید ولی دیگه چیکار کنم آخه بریزید بخورید نوش جونتون خلاصه واسه خودمون چایی ریختیم بسی خوشحال بعد دیدیم سماوره آب نداره آبم ریختیم سر سماوره اومدیم بیرون اصلا دختر از ما خوبتر و پر روتر وجود نداره که

1392/08/13 - 23:09
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)