دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بعضی اوقات اشکهایم هم برای تسکین نیستند آن زمان که دوستانم ، بیگانگان ، محیط ، نگاه ها ... همه و همه بی رحمانه عقایدم را شلاق می زنند و مرا با گفتارشان ، نگا ههایشان .... ، تحقیر می کنند و در هم می شکنند آنجاست که رو به نابودی می روم و هیچ پناهی نیست آنگاه که مرا به جرم دوست داشتن ، خائن می پندارند هیچ پناهی که بی پناهی ام را در سایه اش پنهان کنم نیست جز خدایم ، خدایا تو مرا می دانی تو مرا می فهمی

1390/10/26 - 00:40
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)