دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

قصه از آنجا شروع شد که خیلی عصبانی شد گفت:اگه دوستم داری ثابت کن گفتم چه جوری؟ تیغ رو برداشت و گفت : رگتو بزن گفتم:{{مرگ}} و {{زندگی}} دست خداست گفت: پس دوستم نداری تیغو برداشتم و رگمو زدم وقتی داشتم تو آغوش گرمش جون می دادم آروم زیرلب گفت : اگه دوستم داشتی تنهام نمی ذاشتی.....

1390/10/29 - 10:39
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)