دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

تو را یکبار دیدم در شبی سرد و زمستانی به سویم آمدی آهسته ، با تردید ، و از تنهائیت با من سخن گفتی خیابان های باران خورده هم آن شب گواه صادق احساس ما بودند ولی اکنون از آن شبها چه باقی مانده آیا جز غم و تنهایی و حسرت تو را یکبار دیدم در شبی سرد و زمستانی ولی گویی برای من برای`پسر غمگین شهر تو تمام فصل ها فصل زمستان است و میترسم همیشه این چنین باشد

بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)