دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

دیشب که خونه دوستم بود ..اون کاسه رو گذاشتم رو سر بچه دوستم ازش عکس گرفتم

1390/11/01 - 02:37
10 ديدگاه
ܔܜܔܔღ shadi ღܔܜܔܔ

الهییییییییییی چه مظلوم نگاه میکنه ...
چه جور دلت اومد ؟!! باباش خبر داره ؟!!!

14 سال و 8 ماه و 3 روز و 22 ساعت و 51 دقيقه قبل
ܔܜܔܔ Hadi-j ܔܜܔܔ

آره خیلی باحاله ... بابا مامانش رو گول میزنه یواشکی میاد پیش من ...اونها هم دنبالش میگردن ...دیگه دیدن میاد پیش من ..هر وقت گم شد سراغش رو از من میگیرن ...خونشون با خونه ما پیاده 2 دقیقه راه هست ..........همون دیشب به بابش گفتم...چرا میزنی خوووووووووووو

14 سال و 8 ماه و 3 روز و 22 ساعت و 46 دقيقه قبل
ܔܜܔܔღ shadi ღܔܜܔܔ

هادی اینقدر دلم میخواد بوسش کنم و لپشو بکشم که نگو ... شبیه بچگی های پسر همسایه ما هستش ..البته الان دیگه بزرگ شده ...
خوب گناه داره طفلکی ...

14 سال و 8 ماه و 3 روز و 22 ساعت و 40 دقيقه قبل
ܔܜܔܔ Hadi-j ܔܜܔܔ

الهی ......منم لوپشو گاز میگیرم ....دیشب موبایلم رو گرفت بعد عکس بچگی من توش بود ..بعد ازش پرسیدم این عکس کیه ...گفت عکس بچه تو هست ......وااااااااااای مردیم از خنده

14 سال و 8 ماه و 3 روز و 22 ساعت و 34 دقيقه قبل
ܔܜܔܔღ shadi ღܔܜܔܔ

آخی ... بچه اش اگه شبیه خودش بشه خوشگل میشه ... میشه مثل بچگی های تو ...

14 سال و 8 ماه و 3 روز و 22 ساعت و 4 دقيقه قبل
ܔܜܔܔღ shadi ღܔܜܔܔ

هادی من الان معنی جمله رو فهمیدم !
بچه تو !!

14 سال و 8 ماه و 3 روز و 21 ساعت و 54 دقيقه قبل
ܔܜܔܔ Hadi-j ܔܜܔܔ

وااااااا یعنی نفهمیده بودی ..گفتم از خنده غش کردیم
تازه چند روز قبل داشتیم فیلم عروسی بابا مامانش رو مرور میکردیم ..فیلم بردار خودم بودم ...بعد ازش پرسیدم تو چرا تو فیلم نیستی کجا بودی ...گفت : من خونه بودم ...اینها رفتن تفریح

14 سال و 8 ماه و 3 روز و 21 ساعت و 49 دقيقه قبل
ܔܜܔܔღ shadi ღܔܜܔܔ

نه دیگه ... جمله رو بد خوندم !!!
چقدر این بچه شیرین زبونه ...

14 سال و 8 ماه و 3 روز و 21 ساعت و 39 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)