دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

...................... ((دیدگاه))

1390/11/01 - 11:58 در چهار راه
1 ديدگاه
زندگی تکراری

پسرك در خانه عريان شده پدر در تاريكي بي اينكه هيچ چراغي روشن كند نشسته بود و به اطراف نگاه مي‌كرد.

كورسوي چراغي در خيابان كمي اتاق را روشن مي‌كرد و باز تاريك مي‌شد و پسرك همچنان مي‌نگريست نيمي از اتاق مانند ظرفي غير اندوده بود كه فقط با دقت مي‌توانست اضلاع آن را ببيند و نيمي ديگر همچون تمام عالم در ابتداي بيداري در هنگام باز كردن نيمه اوليه چشم تاريك و روشن بود.

كمي فكر كرد و خاطرات تلخ و شيرين را مرور كرد، خاطراتي كه همچون شيريني براي او مزه داشت و برخي از خاطرات كه همچو ميله‌اي كند از سينه او گذر مي‌كردند و اورا دردي عجيب در قسمت سينه به او دست مي‌داد.

14 سال و 8 ماه و 7 روز و 10 ساعت و 24 دقيقه قبل
دیدگاه غیرفعال شده است.

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)