دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

@kamranدیروز خاک ساعاتی گریه می کرد انگار باز دلتنگ بود به هنگام شب باران به آرامی در گوش خاک ندا داد :چک چک چک چک ! این ندا را همه حتی پدرم نیز شنید ، باران هیچ ترسی ندارد اما ابرها وادارش کرده بودند تا غرورش ریزش کند! خاک جان گرفت ، باران نیز آرام یافت

1390/11/03 - 16:08
2 ديدگاه
kamran

کاش آسمان ميدانست درد من چيست !


کاش ميدانست نياز من چيست!


کاش ميدانست به يک قطره باران نيز قانعم....


کاش آسمان ميدانست درد مني که همان کوير خشک و بي جانم چيست!

14 سال و 7 ماه و 29 روز و 5 ساعت و 9 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)