دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

! من نه کودکی بیمار دارم که از شما شفایش را بخواهم، نه بدخواهِ کینه توزی که هدایتش را؛ نه بدهکاران پشتِ درِ خانه ام صف کشیده اند که گشایشی طلب کنم و نه نان شب را درمانده ام که بخشایشی بخواهم؛ نه غریبی در سفر دارم که سلامتش را خواستار باشم و نه اسیری در زندان که آزادیش را بطلبم؛ میبینی آقا چقدر دستم خالیست از بهانه ؟! میخواهی در بزرگی را بکوبی، آن هم در بزرگی که دلها گرفتار بسیاری آن طرفش سالها به انتظار مینشینند، باید بهانه ای داشته باشی. بی بهانه بروی میان آن همه فریاد و اشک بگویی برای چه آمده ام تا بیماران دم مرگ را، جگرهای سوخته را و چشم های به در دوخته را رها کنی و یک لحظه مرا نگاه کنی تا خورشید شوم؛ ... مـی دانـم آغــوشـتــــ بــزرگــــ استـــــ آقـــا، مـــی دانـــــم ...


بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)