دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

پسر کوچک به پدرش گفت: پدر! دیروزدر خیابان حاجی فیروز دیدم. بیچاره! چه اداهایی از خودش در می¬آورد تا مردم به او پول بدهند، ولی پدر! من از او خیلی خوشم آمد، نه به خاطر اینكه ادا در می¬آورد و می-رقصید، به خاطر اینكه چشم¬هایش خیلی شبیه تو بود... از فردا مردم حاجی فیروز را با عینک دودی سر چهارراه می-دیدند..

1390/11/04 - 19:03

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)