دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

رفته بودم از سوپری سر کوچه خرید کنم ...مشغول چشم چرونی تو خوراکی ها بودم که دیدم یه پیرزن کوچولو و فرتوت اومد تو..به فروشنده گفت:سلام ,ممد اقا بیکین پورت!!(بیکین پودر)داری؟؟!!من و میگی؟نمیشد خنده مو قایم کنم!از بس می خواستم خفه اش کنم قرمز شده بودم ....رفتم اون پشت مشتا ,با خودم کلی شادمانی کردم و بعدش لب و لوچه مو جمع کردم و اومدم خیلی جدی حساب کنم!دیدم پیرزنه هی نگام میکنه !تا خواستم بیام بیرون ,دیدم یهو گفت:ای اتیشپاره!!کجا؟؟؟..منم مات و مبهوت گفتم:جانم؟؟با من بودین؟؟..گفت :بله!! ادامم دراورد!!...اینقدر خندیدی حداقل بیا کمک!!گفتم :حاج خانم من با شما نبودم..ولی در خدمتم....خلاصه ,خریداشو گرفتم دستم و کمک سوپری رو هم قبول نکردم و ..گفتم تا خونه اش باید بارکشی کنی دیگه تا مردم و دست کم نگیری!!..اما تا از در اومدیم بیرون ,دیدم صدای دزد گیر اومد!گیج بودم کی دزد گیر زده.دیدم بعلللههه!!!!!خانم مارپل 80 ساله پراید هاچ بک دارن!!!گفت دستت درد نکنه بذارش تو ماشین! برسونمت!؟؟..گفتم قربون شما نزدیکه!!..وقتی رفت قیافه خودم و تو شیشه مغازه دیدم عین علامت تعجب بر عکس شده بودم

1390/11/10 - 23:38

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)