دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

میروی سوار میشوی و یک اسکناس دوهزار تومانی میدهی برای کرایه ت. شخصیتت را در جوّ تاکسی له میکند که چرا پول خورد نداری.که باید از اول بپرسی ببینی ادم پول خورد دارد بقیه ت را بدهد یا نه. اخرش هم پولت را میندازد کف دستت و اصلا" نگاهت هم نمیکند و خیلی خلاصه و شیک میگوید "برو.ندارم" و تو را در همان حالت خمیده به سمت پنجره و در حال صحبت رها میکند و گازش را میگیرد و میرود. بعدش ایندفعه -با یاد آندفعه- قبل ازینکه سوار تاکسی شوی ، خم میشوی جلو پنجره : اقا ببخشید پول خورد ندارم پولم دو تومنیه.عب نداره؟ بعد این اقاهه یک طور پوزخندواری نگاهت میکند و تو را در همان حال استیصال ِ خم شده جلوی پنجره رها میکند و به شمردن پول هایش ادامه میدهد.ولی بقیه مسافرها همچنان دارند نگاهت میکنند. این میشود که ایندفعه صدایت را بالاتر میبری: سوار شـــم؟؟؟؟ بعد اقاهه یکدفعه قاطی میکند: اخه دو تومن پوله؟دو تومن خودش پول خورده دیگه!! و خطاب به بقیه مسافرها میگوید یه جوری میگه پولم خورد نیست انگار چن تومنیه حالا !!(فرشاد الحکایات @فرشاد ، باب شیخ حجی ، فصل ترور شخصیای )

1390/11/15 - 19:34 در فرشاد الحکایات

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)