جهت عضويت در Donbaler و دنبال کردنِ ˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙ تمايل داريد ؟!

دنبالر یک میکروبلاگ چند رسانهای است که کاربران آن میتوانند یک ارسال با طول 1000 کاراکتر بهمراه تصویر، ویدئو، لینک و فایل داشته و با دنبال کردن کاربرانِ شبکه، افکار و نظرات خود را با سایرین به اشتراک بگذارند. گروهها، کارمندان، همکاران و انجمنها با ایجاد یک گروه عمومی یا خصوصی قادر به ارتباط با یکدیگر و اطلاع رسانی بوده و به کمک تکنولوژی RSS میتوانند تازه ترینهای شبکه را پیگیری نمایند. دنبالر توسط هر وسیلهی متصل به اینترنت از جمله تلفن همراه دنبالپذیر بوده و امکان ارسال پست توسط پیامک (SMS) را دارا میباشد!
امید دوایی است که شفا نمیدهد اما کمک می کند تا درد را تحمل کنیم
14 سال و 7 ماه و 27 روز و 5 ساعت قبلشبی از پشت یك تنهایی نمناك و بارانی تو را با لهجه ی گلهای نیلوفر صدا كردم
14 سال و 7 ماه و 27 روز و 4 ساعت و 19 دقيقه قبلتمام شب برای با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعا كردم
پس از یك جستجوی نقره ای در كوچه های آبی احساس
تو را از بین گلهایی كه در تنهاییم روئید با حسرت جدا كردم
و تو در پاسخ آبیترین موج تمنای دلم گفتی:
"دلم حیران و سرگردان چشمانی ست رویایی..."
"ومن تنها برای دیدن زیبایی آن چشمان..."
"تو را در دشتی از تنهایی و حسرت رها كردم"
همین بود آخرین حرفت
و من بعد از عبور تلخ و غمگینت
حریم چشمهایم را به روی اشكی از جنس غروب ساكت و نارنجی خورشید وا كردم
نمیدانم چرا رفتی ؟ نمیدانم چرا؟ شاید خطا كردم
و تو بی آنكه فكر غربت چشمان من باشی
نمیدانم كجا؟ تا كی؟ برای چه؟
ولی رفتی.....
و بعد از رفتنت باران چه معصومانه میبارید
خود را شبی در آینه دیدم دلم گرفت
14 سال و 7 ماه و 27 روز و 4 ساعت و 3 دقيقه قبلاز فکر اینکه قد نکشیدم دلم گرفت
از فکر اینکه بال و پری داشتم ولی
بالاتر از خود نپریدم دلم گرفت
از اینکه با تمام پس انداز عمر خود
حتی ستاره ای نخریدم دلم گرفت
کم کم به سطح آینه ام برف می نشست
دستی بر آن سپید نکشیدم دلم گرفت
دنبال کودکی که در آن سوی برف بود
رفتم ولی به او نرسیدم دلم گرفت
نقاشی ام تمام شد و زنگ خانه خورد
من هیچ خانه ای نکشیدم دلم گرفت
شاعر در کنار جو گذر عمر دید و من
خود را شبی در اینه دیدم دلم گرفت