جهت عضويت در Donbaler و دنبال کردنِ ✘ farHad ✘ تمايل داريد ؟!

دنبالر یک میکروبلاگ چند رسانهای است که کاربران آن میتوانند یک ارسال با طول 1000 کاراکتر بهمراه تصویر، ویدئو، لینک و فایل داشته و با دنبال کردن کاربرانِ شبکه، افکار و نظرات خود را با سایرین به اشتراک بگذارند. گروهها، کارمندان، همکاران و انجمنها با ایجاد یک گروه عمومی یا خصوصی قادر به ارتباط با یکدیگر و اطلاع رسانی بوده و به کمک تکنولوژی RSS میتوانند تازه ترینهای شبکه را پیگیری نمایند. دنبالر توسط هر وسیلهی متصل به اینترنت از جمله تلفن همراه دنبالپذیر بوده و امکان ارسال پست توسط پیامک (SMS) را دارا میباشد!
ey jan u3f ye dastmal bekesh in shisharo agha farhae ma jelosho bebine zano bache daran mardom
14 سال و 7 ماه و 12 روز و 4 ساعت و 9 دقيقه قبل توسط موبایلfarhad asheghetam yani in bahal tarin postet bod
14 سال و 7 ماه و 12 روز و 4 ساعت و 7 دقيقه قبل توسط موبایلممنون هیوا
14 سال و 7 ماه و 12 روز و 4 ساعت و 7 دقيقه قبلبرای تو شعری خواهم سرود
14 سال و 7 ماه و 12 روز و 3 ساعت و 59 دقيقه قبلبی پرده و بی ابهام
واژگانم را
احساس و خیالم را
درون چشم تو خواهم شست
و در حضور خیالت
خواهم گفت :
- تو را دوست می دارم تا مرگ دنیا !!!!!
حرف هایم را باور کن
14 سال و 7 ماه و 12 روز و 3 ساعت و 57 دقيقه قبلمن
جستجوگرانه حرف هایم را از خاطرات عشق بیرون کشیده ام
این عشق گوژپشت و عصا به دست امروز
همان شور #فرهاد و جنون #مجنون دیروز است
حرف هایم را باور کن!
حرف هایم را بخواه تا...
نه!
بلند شو و پرده را کنار بزن
اتاق
خیلی تاریک است. ...
مجنون اگرهم عاشق لیلای دگر بود
14 سال و 7 ماه و 12 روز و 3 ساعت و 44 دقيقه قبلدر میکده ها جای شراب خون جگر بود
هر کس که ز شیرین بچشد بادة شیرین
در سینه ی او عشق بمانند شرر بود
عشّاق نگر چونکه به میخانه نشینند
با ساغر می ناله کنند چونکه بتر بود
بر سربازار نگویند که فرهاد شده مجنون
شیرین نشود هر که لبش شهد شکر بود
هر ماه نشینی نشود جون مه لیلا
لیلای من آنست که چون ماه و قمر بود
درویش اگر بر در آن خانه نشیند به تمنا
امید بدان بسته که در خانه گهر بود
جانا ! تو به آن عشق جگر سوز نظر کن
دانی که ز هر باده ننوشیم و حذر بود

14 سال و 7 ماه و 11 روز و 23 ساعت و 53 دقيقه قبلقیافه گرفتن نداره منم بلدم..ها..
14 سال و 7 ماه و 11 روز و 23 ساعت و 30 دقيقه قبلنمی دانم چه کردی با دل من
که این دل بی قرار بی قرار است
نمی دانم چه گفتی با نگاهت
که چشمانم چنین در انتظار است
فقط یک لحظه جانا در برم باش
که با تو چهار فصلم ،بهار است
به وقت دیدن آن روی ماهت
تپش های دل من بی شمار است
برای من فقط یک لحظه زیباست
و آن هم لحظه دیدار یار است
گر چه با تردید و ترس، همراست
ولی همانند بهار است.
که این دل بی قرار بی قرار است
نمی دانم چه گفتی با نگاهت
که چشمانم چنین در انتظار است
فقط یک لحظه جانا در برم باش
که با تو چهار فصلم ،بهار است
به وقت دیدن آن روی ماهت
تپش های دل من بی شمار است
برای من فقط یک لحظه زیباست
و آن هم لحظه دیدار یار است
گر چه با تردید و ترس، همراست
ولی همانند بهار است.