دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

آن شب باران می بارید… باران که می بارد به تو مشتاق تر می شوم… و از همین شوق بی چتر آمدم… ولی آمدم… و تو نمی دانی که جه بارانی بود، چون نیامدی… و باران می بارید… آن شب تب کردم و تو هیچ نکردی… و باران می بارید… و بالاخره آن شب مردم و حتی تو تب هم نکردی…

1390/12/01 - 17:04
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)