دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

@مُشتبااا ..: مشتبا لنگ بوده با کشتی میره سفر، وقتی برمیگرده ... دوستش میگه :سفر خوب بود؟... میگه: نه بابا همش استرس داشتم چون هی میگفتن لنگرو بندازید تو آب ....

1390/12/02 - 00:24
11 ديدگاه
مُشتبااا ..


همش استرس و ترس دور و ورم بود تازه داشتیم با کشتی میرفتیم یزد وسط کویر پیاده مون میکرد

14 سال و 6 ماه و 30 روز و 9 ساعت و 11 دقيقه قبل
مُشتبااا ..

دختر خاله میبینی تو رو خدا ؟ هیشکی دوسم نداله هیشکه دوس داشتنم و باور نداره

14 سال و 6 ماه و 30 روز و 8 ساعت و 46 دقيقه قبل
مُشتبااا ..

نون بگیرم ؟ نفت بگیرم ؟
واغا ؟ چه سعادتی نصیبت شده هاااا

14 سال و 6 ماه و 30 روز و 8 ساعت و 39 دقيقه قبل
جوجـ ه فِنچِ متفکر✿◕ ‿◕✿

من الان از این همه سعادت اشک جم شده تو چشام!!! یه وخ فک نکنی از سرماس!!

14 سال و 6 ماه و 30 روز و 8 ساعت و 34 دقيقه قبل
مُشتبااا ..

نه اینا از خوشحالی هست که عکس من این بغل صفحت هست

14 سال و 6 ماه و 30 روز و 8 ساعت و 22 دقيقه قبل
جوجـ ه فِنچِ متفکر✿◕ ‿◕✿

آره ! وقتی تو کوچه گل بازی میکردی! من بعدش رفتم خارج دیگه ندیدمت!

14 سال و 6 ماه و 30 روز و 8 ساعت و 15 دقيقه قبل
مُشتبااا ..

ماشالله چه بزرگ شدی ... مرد شدی واسه خودت

14 سال و 6 ماه و 30 روز و 8 ساعت و 12 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)