دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

تو به من خنديدي و نميدانستي من به چه دلهره از باغچه ي همسايه سيب را دزديدم.. باغبان از پي من تند دويد سيب را دست تو ديد.. غضب الود به من كرد نگاه.. سيب دندان زده از دست تئ افتاد به خاك.. و تو رفتي و هنوز سالهاست كه در گوش من ارام ارام خشخش پاي تو تكرار كنان ميدهد ازارم .. و من انديشه كنان غرق اين پندارم كه چرا باغچه ي كوچك ما سيب نداشت

1390/12/10 - 20:41 در عاشقانه زیستن
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)