دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

1390/12/13 - 16:28
3 ديدگاه
✔کتــ☾ــے ...

ای رهزن دل کیستی؟ جسمی؟ بگو، جانی؟ بگو!

وی زهره ی شب های من! گر ماه تابانی بگو



ما را به عشق انگیختی، با جان من آمیختی

اکنون چرا از چشم من، هر لحظه پنهانی، بگو!



اول به ما پرداختی، کار دلم را ساختی

اما در آخر باختی، با هر که می دانی بگو



بازیگری با ما مکن، امروز و پس فردا مکن

خواهی اگر جان مرا از خود برنجانی، بگو!



وای از لب و دندان تو، وین چهره ی خندان تو

ای صد چو من قربان تو، با من نمی مانی بگو



ای زلفک نیلوفرین! ای عمر، ای زیباترین!

بر شانه های مرمرین، از چیست لغزانی؟ بگو!



می لغزی و دل می بری، بس کن از این بازیگری

گر از نگاه آن پری، چون من پریشانی، بگو!



ای چشم شوخ یار من! جادو مکن در کار من

مستی، مکن آزار من، از چیست گریانی؟ بگو!



ما را «تو» عشق آموختی، در من چرا افروختی

اینک اگر از کوی من، برکنده سامانی، بگو!



گفتی شبی ای دلبرم: از تو به تو عاشق ترم

اکنون اگر در عشق من، یک دم پشیمانی بگو!



ما را از اول خواستی، خود را چو گل آراستی

پس از دلم برخاستی، گر مهر نتوانی بگو!



گفتی: تو را رسوا کنم، بس پرده ها بالا کنم!

پروا ندارم از کسی، تو هر چه می دانی، بگو



از آن همه افسونگری، شد موی من «خاکستری»

«آتش» بگیری ای پری! گر دشمن جانی بگو.



مهدی سهیلی

14 سال و 6 ماه و 22 روز و 13 ساعت و 51 دقيقه قبل
آناهیتا

اول به ما پرداختی، کار دلم را ساختی

اما در آخر باختی، با هر که می دانی بگو

14 سال و 6 ماه و 22 روز و 13 ساعت و 48 دقيقه قبل
✔کتــ☾ــے ...

بلای هجر ز هر درد جانگداز تر است

ندیده داغ جدایی، تعب چه می دانی؟

«رهی معیری»

14 سال و 6 ماه و 22 روز و 13 ساعت و 44 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)