دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

@✘ farHad ✘من آن سنگ مغرور ساحل نشینم که می رانم از خویشتن موجها را خموشم ، ولی در کف آماده دارم کلاف پریشان صدها صدا را چنان سهمناکم که از هیبت من نیاید سگ ماهیان در پناهم چنان تیز چشمم که زاغان وحشی حذر می کنند از گزند نگاهم صدفها و کفها و شنهای دریا به مرداب رو می نهند از هراسم من آن سنگم ، آن سنگ ، آن سنگ تنها که هم آشنایم ، که هم ناشناسم غبار مرا گرچه دریا بشوید ولی زنگ غم دارد آیینه ی من مرا سنگ خوانند و دریا نداند که چون شیشه قلبی است در سینه ی من

1390/12/22 - 02:33 در میکده
3 ديدگاه
✘ farHad ✘

نـــامـت ...
هـر چـه هـست بـاشـد! مـن ...
"بــاران" صـدایـت می زنـم ،
آخــه...
سـال هـاست در دلــم خـُشک سالیـست...

14 سال و 6 ماه و 21 روز و 19 ساعت و 41 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)