دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

.......لبخند تو را در باران می‌خواستم.........

1391/01/11 - 21:08
2 ديدگاه
✔کتــ☾ــے ...

باز هَــم بــــَــرای تو.*

هنوز هم عاشقانه‌هایم را عاشقانه برای تو می‌نویسم..
هنوز هم در ازدحام این همه بی تو بودن از با تو بودن حرف می‌زنم..
هنوز هم باور دارم عشق ما جاودانه است..

این روزها دیگر پشت پنجره می‌نشینم
و به استقبال باران می‌روم.
می‌دانم پائیز،
هنوز هم شورانگیز است..
می‌دانم یکی از همین روزها کسی که نبض زندگی من است،
کسی که جز تو نیست بازمی‌گردد..
می‌دانم تمام می‌شود و ما رها می‌شویم؛
پس بگذار بخوانم:
اولین عشق من و آخرین عشق من تویی نرو، منو تنها نذار که سرنوشت من تویی..

14 سال و 5 ماه و 27 روز و 19 ساعت و 13 دقيقه قبل
✔کتــ☾ــے ...

خُورشیــد
کِدِر شُـده اَز وَقــتی ؛
از پَــسِ پِلــــکهایَت طُلـــوع نَــکَرده اَبــرها نَباریـــده اَند

از وَقتـــی نِـــگاهَت به آســمان نَبــوده....

قاصِــدَکــها بی خبــر مانده اند ؛

از وَقتی حَـــواسَت به پَـــروانه ها بوده...

حتـــی قَهـــوه ها هَـــم ،
تَلخـــتَر ازهَمــیشه شُده اَند

اَز وَقتی فالـــگیر تورا
تَه فِنجـــانهایِ نیم خورده اَم نَدیــــده....

بِخُـــدا اَفسانه نیســـت اینــها هَــمه خاطِـــراتِ بِجــا مانده اَز یِک خـــیالِ واقــعی است...

14 سال و 5 ماه و 27 روز و 19 ساعت و 12 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)