دنبالر یک میکروبلاگ چند رسانهای است که کاربران آن میتوانند یک ارسال با طول 1000 کاراکتر بهمراه تصویر، ویدئو، لینک و فایل داشته و با دنبال کردن کاربرانِ شبکه، افکار و نظرات خود را با سایرین به اشتراک بگذارند. گروهها، کارمندان، همکاران و انجمنها با ایجاد یک گروه عمومی یا خصوصی قادر به ارتباط با یکدیگر و اطلاع رسانی بوده و به کمک تکنولوژی RSS میتوانند تازه ترینهای شبکه را پیگیری نمایند. دنبالر توسط هر وسیلهی متصل به اینترنت از جمله تلفن همراه دنبالپذیر بوده و امکان ارسال پست توسط پیامک (SMS) را دارا میباشد!
لایک(2 کاربر) |
پیگیریکنندگان دیدگاه(مشاهده) |
میترسم از روزی که شیشه دلم بخار زده شه و مجبور شم یه خط بکشم روش!!!
15 سال و 11 ماه و 25 روز و 19 ساعت و 19 دقيقه قبلچه رو یاهایی! که تبه گشت و گذشت.
15 سال و 11 ماه و 25 روز و 19 ساعت قبلو چه پیوند صمیمت ها،
که به آسانی یک رشته گسست.
چه امیدی، چه امید؟
چه نهالی که نشاندم من و بی بر گردید.
دل من می سوزد،
که قناری ها را پر بستند،
که پر پاک پرستو ها را بشکستند،
و کبوتر ها را
_ آه کبوتر ها را...
و چه امید عظیمی به عبث انجامید.
چه کسی می خواهد
من و تو ما نشویم؟
خانه اش ویران باد!
من اگر ما نشوم تنهایم،
تو اگر ما نشوی خویشتنی.
از کجا که من و تو
شور یکپارچگی را در شرق
باز برپا نکنیم؟
از کجا که من و تو مشت رسوایان را وا نکنیم؟
من اگر برخیزم ،
تو اگر برخیزی ،
همه بر می خیزند.
من اگر بنشینم،
تو اگر بنشینی،
چه کسی بر خیزد؟
چه کسی با دشمن بستیزد؟
چه کسی پنجه در پنجه ی هر دشمن در آویزد؟
کوه باید شد و ماند،
رود باید شد و رفت،
دشت باید شد و خواند
حرف را باید زد!
درد را باید گفت!
سخن از مهر من و جور تو نیست،
سخن از متلاشی شدن دوستی است.
عبث بودن پندار سرو آور مهر
آشنایی با شور؟
جدایی با درد؟
و نشستن در بهت فراموشی
_ یا غرق غرور؟!
تو مپندار که خاموشی من،
هست برهان فراموشی من.
من اگر برخیزم،
تو اگر برخیزی،
همه بر می خیزند.
در شهر های بزرگ
چه سرو های بلندی
چه روحهای ساده
و
معصومی هست.
براووو
15 سال و 11 ماه و 25 روز و 18 ساعت و 58 دقيقه قبل