جهت عضويت در Donbaler و دنبال کردنِ گـلـپــری تمايل داريد ؟!

دنبالر یک میکروبلاگ چند رسانهای است که کاربران آن میتوانند یک ارسال با طول 1000 کاراکتر بهمراه تصویر، ویدئو، لینک و فایل داشته و با دنبال کردن کاربرانِ شبکه، افکار و نظرات خود را با سایرین به اشتراک بگذارند. گروهها، کارمندان، همکاران و انجمنها با ایجاد یک گروه عمومی یا خصوصی قادر به ارتباط با یکدیگر و اطلاع رسانی بوده و به کمک تکنولوژی RSS میتوانند تازه ترینهای شبکه را پیگیری نمایند. دنبالر توسط هر وسیلهی متصل به اینترنت از جمله تلفن همراه دنبالپذیر بوده و امکان ارسال پست توسط پیامک (SMS) را دارا میباشد!
دو نفر بودند و هردو در پی حقیقت.اما برای یافتن حقیقت یکی شتاب را برگزید و دیگری شکیبایی را.
14 سال و 5 ماه و 23 روز و 2 ساعت و 9 دقيقه قبلاولی گفت: ((آدمیزاد در شتاب آفریده شده پس باید در جست و جوی حقیقت دوید.)) آنگاه دوید و فریاد بر آورد )): من شکارچی ام حقیقت شکار من است.))
او راست می گفت: ((زیرا حقیقت غزال تیزپایی بود که از چشم ها می گریخت. اما هرگاه که او از شکار حقیقت باز می گشت دست هایش به خون آغشته بود. شتاب او تیر بود. همیشه او پیش از آن که چشم در چشم غزال حقیقت بدوزد او را کشته بود. خانه ی باورش مزین به سر غزالان مرده بود. اما حقیقت غزالی است که نفس می کشد. این چیزی بود که او نمی دانست.))
دیگری نیز در پی صید حقیقت بود. اما تیروکمان شتاب را به کناری گذاشت و گفت: ((خداوند آدمیان را به شکیبایی فراخوانده است. پس من دانه ای می کارم تا صبوری بیاموزم.))
و دانه ای کاشت سال ها آبش داد و نورش داد و عشقش داد. زمان گذشت و هر دانه دانه ای آفرید. زمان گذشت و هزار دانه هزاران دانه آفرید. زمان گذشت و شکیبایی سبزه زار شد. و غزالان حقیقت خود به سبزه وار او آمدند. بی بند و بی تیرو بی کمان.
و آن روز آن مرد مردی که عمری به شتاب و شکار زیسته بود معنی دانه و کاشتن و صبوری را فهمید. پس با دست های خونی اش دانه ای در خاک کاشت.