جوانی با چاقو وارد مسجد شد و گفت : بین شما کسی هست که مسلمان باشد ؟ همه با ترس و تعجب به هم نگاه کردند و سکوت در مسجد حکمفرما شد ، بالاخره پیرمردی با ریش سفید از جا برخواست و گفت : آری من مسلمانم جوان به پیرمرد نگاهی کرد و گفت با من بیا ، پیرمرد بدنبال جوان براه افتاد و با هم چند قدمی از مسجد دور شدند ، جوان با اشاره به گله گوسفندان به پیرمرد گفت که میخواهد تمام آنها را قربانی کند و بین فقرا پخش کند و به کمک احتیاج دارد ، پیرمرد و جوان مشغول قربانی کردن گوسفندان شدند و پس از مدتی پیرمرد خسته شد و به جوان گفت که به مسجد بازگردد و شخص دیگری را برای کمک با خود بیاورد جوان با چاقوی خون آلود به مسجد بازگشت و باز پرسید : آیا مسلمان دیگری در بین شما هست ؟ افراد حاضر در مسجد که گمان کردند جوان پیرمرد را بقتل رسانده نگاهشان را به پیش نماز مسجد دوختند ، پیش نماز رو به جمعیت کرد و گفت : چرا نگاه میکنید ، به عیسی مسیح قسم که با چند رکعت نماز خواندن کسی مسلمان نمیشود !!
1391/01/12 - 15:49 در
Coma

14 سال و 5 ماه و 22 روز و 9 ساعت و 40 دقيقه قبلسلام ریحانه جان ... کم پیدا هستی ... خوبی ؟؟؟
14 سال و 5 ماه و 22 روز و 9 ساعت و 37 دقيقه قبلســــــــلام آقا محمد

14 سال و 5 ماه و 22 روز و 9 ساعت و 34 دقيقه قبلکم سعادتم
به لطف خدا خوبم، ممنون
شما خوبید؟
کم سعادت چیه ریحانه جان ... شما عزیزید ......
14 سال و 5 ماه و 22 روز و 9 ساعت و 32 دقيقه قبلمرسی ... بد نیستم ... برای فراد چه برنامه ای دارید ؟؟؟ {{ البته ببخشید ))
برنامه خاصی نیست فعلا
14 سال و 5 ماه و 22 روز و 9 ساعت و 30 دقيقه قبلدیگه شب که همه جمع بشن تصمیم میگیریم ایشالله
بهر حال اگر رفتید بیرون خوش بگذره ...
14 سال و 5 ماه و 22 روز و 9 ساعت و 27 دقيقه قبلاگه بریم ... !!

14 سال و 5 ماه و 22 روز و 9 ساعت و 26 دقيقه قبلمن که فردا کلا خونه هستم ....
14 سال و 5 ماه و 22 روز و 9 ساعت و 25 دقيقه قبلما هم معمولا خونه میمونیم
14 سال و 5 ماه و 22 روز و 9 ساعت و 23 دقيقه قبلامسالم احتمالا به همین منوال میگذره!

14 سال و 5 ماه و 22 روز و 9 ساعت و 22 دقيقه قبلوالو بخدا


14 سال و 5 ماه و 22 روز و 9 ساعت و 20 دقيقه قبلعامو کی حال داره تو ای شلوغی بره بیرون
ها والو .... والو بخدا ...
14 سال و 5 ماه و 22 روز و 9 ساعت و 18 دقيقه قبل