دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

لحظه ها در تب احساس تو میمیرندُ تو چه بی پروایی. که نمی اندازی اینهمه خاطر خاموش که پا سوز تو شد به درون گوری تو چه بی احساسی که بلند میخندی به همان قلبی که نام تو حک شده بود بر رویش. تو چه بی مقداری! کاین همه عاشق دلسوخته را نشمردی. همه پروای تو این است گل آلود شوی! همه احساس تو اینست که مسموم بخندی و... بخندی تا که نابود شوی. همه مقدار تو اینست که فقط قد بکشی امّا ذره ای قدر ندانی...

1391/01/17 - 12:10 در Coma
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)