دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

............ ....

1391/01/17 - 22:45 در Coma
1 ديدگاه
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁

آندم که بر روی برگ زرد چهره ی خسته ام دانه های شبنم آرزو به میهمانی می نشینند،...
آندم که دلم شیشه ی رحم میشود وسنگدلان سنگ بیرحمی،...
آندم که همچو محکومی که منتظر آخرین کلام قاضی باشد، منتظر آخرین حکم سرنوشت هستم،...
آندم که تنهایی رابا نوای بلند غریبی به گوش تار و پود دلم زمزمه میکنم،...
آندم که با صدایی غمناک بر فضای غبارآلود دلم ناله ی اشک سر میدهم،...
آندم که قلبم به تاراج سنگدلان میرود وهیچ برایم نمی گذارند جز اشک و آه،...
آندم که از جاده های سرنوشت میگذرم و به دره های تاریک شکست میرسم،...
آندم که از تابش مستقیم غمها تمام وجودم میسوزد و تمام درونم خاکستر میشود،...
آندم که خود را از همه جدا ،به طوفان سرنوشت می سپارم،...
آندم که دریای امیدم طوفانی میشود و آنرا آرامشی نیست،...
آندم که کاخ آرزوهایم در سکوت و تنهایی و نومیدی فرو میرود
و خاموشی تمام وجودم را فرا میگیرد،...


آندم مرا دریاب...!

14 سال و 5 ماه و 17 روز و 14 ساعت و 50 دقيقه قبل
دیدگاه غیرفعال شده است.

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)