در جواب ِ دخترم که پرسید: چرا مرا به دنیا آوردی؟ زیرا سالهای جنگ بود و من نیازمند ِ عشق بودم برای چشیدن ِطعم آرامش. زیرا بالای سی سال داشتم و می ترسیدم از پژمردن پیش از شکفتن و غنچه دادن. زیرا طلاق واژه ای ست تنها برای مرد و زن نه برای مادر و فرزند (واژه پدر جا مانده) زیرا تو هرگز نمیتوانی بگویی: مادر ِ سابق ِ من حتی وقتی جنازهام را تشییع می کنی. و هیج چیز، هیچ چیز در این دنیا نمی تواند میان ِ مادر و فرزند جدایی افکند نفرت یا مرگ حتی. و تو بیزاری از من زیرا تو را به دنیا آورد ه ام تنها به خاطر ِ ترسم از تنها ماندن و هرگز مرا نخواهی بخشید تا زمانی که خود فرزندی به دنیا آوری ناتوان از تاب آوردن ِ خاکستر ِ سوزان ِ رویاهاو آرزوهای دور و درازت