دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

دلم برای کسی تنگ است که آفتاب صداقت را به مهمانی گل های باغ می آورد و گیسوان بلندش را به بادها می داد و دستهای سپیدش را به آب می بخشید... دلم برای کسی تنگ است که آن دو نرگس جادو را به عمق آبی دریای واژگون می دوخت... و شعرهای خوشی چون پرنده ها می خواند... دلم برای کسی تنگ است که همچو کودک معصومی دلش برای دلم می سوخت...! و مهربانی خود را نثار من می کرد...! دلم برای کسی تنگ است که تا شمال ترین شمال و در جنوب ترین جنوب در همه حال همیشه در همه جا ... آه با که بتوان گفت که بود با من و پیوسته نیز بی من بود...!!؟! و کار من ز فراقش فغان و شیون بود کسی که بی من ماند کسی که با من نیست کسی... دگر کافی ست...! " حمید مصدق"

1391/01/18 - 12:19 در دوره

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)