دنبالر یک میکروبلاگ چند رسانهای است که کاربران آن میتوانند یک ارسال با طول 1000 کاراکتر بهمراه تصویر، ویدئو، لینک و فایل داشته و با دنبال کردن کاربرانِ شبکه، افکار و نظرات خود را با سایرین به اشتراک بگذارند. گروهها، کارمندان، همکاران و انجمنها با ایجاد یک گروه عمومی یا خصوصی قادر به ارتباط با یکدیگر و اطلاع رسانی بوده و به کمک تکنولوژی RSS میتوانند تازه ترینهای شبکه را پیگیری نمایند. دنبالر توسط هر وسیلهی متصل به اینترنت از جمله تلفن همراه دنبالپذیر بوده و امکان ارسال پست توسط پیامک (SMS) را دارا میباشد!
تاریخ انتشار: ۲۰ فروردين ۱۳۹۱ - ۱۲:۳۰
14 سال و 5 ماه و 18 روز و 21 ساعت و 28 دقيقه قبلهمسر شهيد رضايينژاد در گفتگویی كه به مناسبت روز فناوري هستهاي انجام شد به ناگفتههايي از حضور مقام معظم رهبري در منزل شهيد رضايي نژاد پرداخت و گفت: در حقيقت شهيد رضايي نژاد و پرداختن به او از همان ديدار شروع شد و اين ديدار نقطه عطفي در اين موضوع بود.
به گزارش خبرگزاری دانشجو، وي افزود: قبل از آن بسياري به ما ميگفتند كه ترور همسرم، ترور كور بوده و اشتباهاً شهيد رضايي نژاد به شهادت رسيده است، ولي حضور ايشان در منزل ما تاييدي بود بر اين نكته كه ترور همسرم كور نبوده و كاملاً هدفمند انجام شده؛ يعني حضرت آقا به اين مسئله كاملاً آگاه بودند.
همسر شهيد رضايي نژاد به شرح اين ديدار پرداخت و عنوان كرد: يك روز قبل از اين ديدار، تماسي با تلفن همراه من گرفته شد، وقتي آن را پاسخ دادم به من گفتند كه ما از برنامه روايت فتح هستيم.
پيراني افزود: من تا آن زمان - بعد از شهادت همسرم - به دلايل مختلف از جمله مسائل امنيتي و شخصي از مصاحبه با خبرنگاران گريزان بودم، اما اين بار نتوانستم با اين درخواست مخالفت كنم؛ آنها گفتند به منزل شما ميآييم تا نور خانه را تنظيم و آن را بررسي كنيم.
وي با بيان اينكه آن روز خبرنگاران به خانه ما نيامدند و فرداي آن روز كه پنجشنبه بود زنگ در خانه را زدند و گفتند از برنامه روايت فتح هستيم، گفت: دو نفر بودند كه وارد خانه شدند و گفتند بعد از نماز مغرب و عشا خواهيم آمد.
همسر شهيد رضايي نژاد عنوان كرد: كمي ترسيده بودم و به همين خاطر با چند مركز امنيتي تماس گرفتم و مسئله را به آنها اعلام كردم؛ چهره دو نفري كه به خانه ما آمده بودند، به نظرم آشنا بود، اما بعد از تماس با مراكز امنيتي به من گفتند مشكلي در كار نيست.
پيراني ادامه داد: بعد از نماز مغرب و عشا يك گروه فيلمبرداري وارد خانه شدند و كم كم تعداد افراد بيشتر شد، ولي هيچ كس با من مصاحبه نميكرد؛ مادر و خواهر همسرم نيز آن شب كاملاً اتفاقي ميهمان خانه ما بودند كه البته من از برادر همسرم نيز خواسته بودم كه به خانه ما بيايد، اما گفت نميتوانم؛ البته بعدها بسيار حسرت خورد كه اي كاش آن شب من هم در خانه شما بودم.
14 سال و 5 ماه و 18 روز و 21 ساعت و 28 دقيقه قبلوي گفت: مشغول مصاحبه با يك خبرنگار بودم كه خيلي آرام و بي صدا از من سوال ميپرسيد؛ البته بعدها متوجه شدم حاشيهاي كه از ديدار رهبري در خانه ما منتشر شد، همان سوالاتي بود كه اين خبرنگار از من پرسيد.
همسر شهيد رضايي نژاد با بيان اينكه 10 دقيقه مانده بود كه مصاحبه ما تمام شود، به من گفتند كه آماده باشيد حضرت آقا به منزل شما تشريف ميآورند، گفت: احساس ميكردم كه با من شوخي ميكنند؛ البته قبلاً هم به من گفته بودند كه ايشان حتماً به منزل شما تشريف ميآورند؛ چرا كه قبل از آن به منزل شهيد عليمحمدي و شهرياري نيز رفته بودند.
پيراني با اشاره به اينكه در همان لحظه به فكرم رسيد كه آرميتا را مشغول به كاري كنم، گفت: به آرميتا گفتم نقاشي روز حادثه را بكش؛ چون روان شناسها به ما گفته بودند هر چقدر آرميتا نقاشي روز حادثه را بكشد، براي او بهتر است.
14 سال و 5 ماه و 18 روز و 21 ساعت و 28 دقيقه قبلآرميتا تا آن زمان امام خميني و حضرت آقا را يك نفر ميدانست
وي با بيان اينكه دخترم بعد از اين ديدار تفاوت امام خميني (ره) و آقا را فهميد، ادامه داد: آرميتا تا آن زمان هر دوي اين بزرگواران را يك نفر مي دانست، اما چون عكس حضرت آقا را ديده بود، وقتي به خانه ما آمدند، ايشان را شناخت.
همسر شهيد رضايي نژاد عنوان كرد: آرميتا نقاشي اي را كشيد كه من در آن در حال جيغ زدن بودم، اما هنوز نقاشياش تمام نشده بود كه ايشان تشريف آوردند.
پيراني ادامه داد: با اينكه آرميتا هميشه براي مانوس شدن با ديگران احتياج به زمان داشت، آن شب خيلي سريع با ايشان ارتباط گرفت؛ آرميتا خيلي تند نقاشيهايش را ميكشيد و به ايشان نشان ميداد.
وي گفت: آرميتا بغل دست حضرت آقا نشسته بودند و در حالي كه ما صحبتهاي جدي مطرح ميكرديم، بي پروا بين صحبتهاي ما ميپريد و با آقا صحبت ميكرد.
همسر شهيد رضايي نژاد درباره نگراني و اضطراب خود از ديدار آن شب گفت: من ترجيح ميدادم آرميتا كمي مودبتر باشد؛ چون احساس ميكردم كه بيش از حد به ايشان نزديك شده، آرميتا روي ميز عسلي كنار دست آقا نقاشي ميكشيد كه فنجان چاي را هم روي همان ميز گذاشته بود و من نگران بودم كه چاي را روي ايشان بريزد.
پيراني با اشاره به اينكه جو سنگين آن ديدار خيلي زود شكسته شد، ادامه داد: ايشان خيلي صميمانه برخورد كردند و از بسياري از جزئيات خبر داشتند؛ البته به من گفته بودند كه به ايشان بسياري از موضوعات گفته شده، اما به دليل كم مهريهايي كه بعد از ترور در حق همسرم شده بود، باورم نميشد كه ايشان از جزئيات حادثه نيز خبر داشته باشند.
14 سال و 5 ماه و 18 روز و 21 ساعت و 27 دقيقه قبلوي افزود: ايشان كدهايي را ارائه ميكردند كه من ميفهميدم دقيقاً اطلاع دارند كه همسر من چه كار مي كرده و در چه زمينهاي فعال بوده است.
همسر شهيد رضايي نژاد همچنين به پيجويي احوالش از سوي رهبري اشاره كرد و گفت: ايشان به من گفتند مثل اينكه شما هم در اين حادثه زخمي شديد و من پاسخ دادم، بله، ايشان دوباره از من سوال كردند كه انشاالله رفع كسالت شده است يا نه كه اين مهر ايشان را ميرساند؛ زيرا من انتظار نداشتم كسي در اين جايگاه اين گونه رفتار كند؛ اين در حالي است كه بسياري از دوستان و نزديكان ما بعد از ترور هيچ احوالي از ما نپرسيدند و اين به دليل ترسي بود كه به وجود آمده بود، به طوري كه حتي همكارانم تماسهاي تلفني خودشان را هم با ما قطع كردند.
از حضرت آقا خواستم تا براي عاقبت به خيري آرميتا دعا كند
پيراني از درخواست خود از رهبري سخن گفت و عنوان كرد: از ايشان تقاضا كردم كه براي عاقبت به خيري آرميتا دعا كند تا شرمنده پدرش نشوم؛ چون مطمئن هستم بالاخره يك زماني با داريوش رودررو ميشوم؛ ايشان به من دلگرمي دادند كه شهدا زنده هستند و راهي كه اين ها رفته اند راه پرافتخاري است؛ البته من هم اين را ميدانم و سرم را بالا ميگيرم و به آرميتا ميگويم كه پدرت با افتخار جانش را در راه اين مملكت داد و دوست دارم تو هم مانند پدرت باشي.
وي درباره اينكه آيا بعد از ترور همسرش خواب او را ديده يا نه، گفت: تا يك ماه اول پس از حادثه شرايط روحي بد و آشفتهاي داشتم و به همين خاطر اصلاً خواب او را نميديدم، اما آرزو مي كردم كه به خوابم بياييد.
همسر شهيد رضايي نژاد با اشاره به اينكه 11سال با همسرم زندگي كردم، اما امروز فقدان او را احساس ميكنم و ميفهمم كه چه نعمتي را از دست دادهام، گفت: بعد از شهادت داريوش، ديدن خواب او برايم يك آرزو شده بود؛ شبها قبل از خواب از خدا ميخواستم كه داريوش به خوابم بيايد، ولي نميشد.
14 سال و 5 ماه و 18 روز و 21 ساعت و 27 دقيقه قبلپيراني ادامه داد: روان شناساني كه با آنها در ارتباط بودم توصيه كرده بودند كه بايد آرامش خود را به دست بياورم تا بتوانم او را در خواب ببينم؛ البته بعد از يك ماه ديدن خواب داريوش اتفاق افتاد و هر بار او را به همراه خودم در دشت و صحرا ميديدم.
داريوش تسلط بر نفس داشت
وي درباره ويژگي برجسته همسرش گفت: بعد از گذشت زمان در ارتباطم با سايرين متوجه شدم كه ويژگي برجسته داريوش تسلط بر نفس بود؛ همسرم در عين حال كه مسئوليت پذير و متعهد بود، بر نفس خود تسلط داشت؛ گر چه شايد هيچ ويژگي او به اندازه تسلطي كه بر نفسش داشت، برجسته نبود.
همسر شهيد رضايي نژاد ادامه داد: داشتههاي داريوش فراوان بود، اما با اين وجود بر نفس خود تسلط داشت و هرگز بر خودش غره نميشد.
با شهادت برخورد سياسي نكنيم
14 سال و 5 ماه و 18 روز و 21 ساعت و 26 دقيقه قبلپيراني درباره بهترين شيوه تقدير از شهداي هستهاي گفت: بايد منصفانه رفتار كنيم و با سياسيكاري به مسئله شهادت نگاه نكنيم؛ چرا كه شهدا ملي هستند، اما متاسفانه گاهي ديده ميشود كه در بحث شهادت جناحي و سياسي رفتار ميشود.
وي همچنين ادامه داد: مهمتر از همه اين است كه اگر پروژه ناتمامي از سوي اين شهدا باقي مانده آن را دنبال كنند؛ پروژهاي كه همسرم روي آن كار مي كرد جزو معدود پروژههايي بود كه به محصول رسيد، بنابراين بايد به معناي واقعي كساني را كه اين قبيل كارها را دنبال مي كنند، تربيت كنيم.
همسر شهيد رضايي نژاد عنوان كرد: هنوز هستند كساني كه مانند شهيد عليمحمدي، شهيد شهرياري، شهيد رضايي نژاد و شهيد احمدي روشن در كمال گمنامي در خدمت پيشرفت كشور هستند و به دنبال منافع شخصي خود نمي روند.
پيراني ادامه داد: در حقيقت شهادت شهيدان هستهاي يك روند و يك جنبش بود كه با شهيد عليمحمدي شروع شد و با شهادت شهرياري، رضايي نژاد و احمدي روشن ادامه پيدا كرد؛ اين جنبش، جنبش تعهد و مسئوليت بود كه آگاهانه و عاشقانه ادامه يافت.
وي همچنين عنوان كرد: بسياري بعد از شهادت داريوش گفتند كه اين ترور يك ترور كور بود، اما به كساني كه چنين حرفي را به من گفتند، مي گويم پشت اين ترورها چندين سرويس جاسوسي بود كه هيچ وقت اشتباهي كار نميكنند، من نه انتقام خون داريوش را ميگيرم و نه از افرادي كه با بيتقوايي من را عذاب دادند، انتقام ميگيرم؛ زيرا مطمئنم خون پاك همسرم دامن عاملان و آمران آن را از بالاترين رده تا پايينترين آنها خواهد گرفت.