یک دانشجوی عاشق دختر همکلاسیش بود,..
..
بالاخره یک روزی به خودش جرات داد و به دختر راز دلش رو گفت و از دختره خواستگاری کرد...
اما دختر خانوم داستان ما عصبانی شد و درخواست پسر رو رد کرد.
بعدم پسر رو تهدید کرد که اگر دوباره براش مزاحمت ایجاد کنه، به حراست میگه
روزها ازپی هم گذشت و دختره واسه امتحان از پسر داستان ما یک جزوه قرض گرفت و داخلش نوشت " من هم تو رو دوست دارم، من رو ببخش اگر اون روز رنجوندمت
اگر منو بخشیدی بیا و باهام صحبت کن و دیگه ترکم نکن.
ولی پسر دانشجو هیچوقت دیگه باهاش حرف نزد.
چهار سال آزگار کذشت و هر دو فارغ التحصیل شدند. اما پسر دیگه طرف دختره نرفت.!!
نتیجه اخلاقی این ماجرا. .
پسرهای دانشجو هیچوقت لای کتاب ها و جزوه هاشون رو باز نمیکنند.!!به بخت خود پشت نکنید و جواب بله رو همون اول بدید !!!!!
ma ke doreye daneshjoeemon salha goozashteh chekar konim?
14 سال و 5 ماه و 10 روز و 11 ساعت و 25 دقيقه قبلمگه فقط تو دوران دانشجویی پیشنهاد داشتی مریم خانوم؟؟؟؟؟؟؟
14 سال و 5 ماه و 10 روز و 11 ساعت و 20 دقيقه قبلkhandam gerefteh ...mersi azpasokh dadi
14 سال و 5 ماه و 10 روز و 11 ساعت و 18 دقيقه قبلاز چی خندتون گرفت مریم جان
14 سال و 5 ماه و 10 روز و 11 ساعت و 16 دقيقه قبلآخه کی به این پسرای دانشگاه ما بعله میگه
14 سال و 5 ماه و 10 روز و 11 ساعت و 16 دقيقه قبل توسط موبایلin k e neveshti faqhat
14 سال و 5 ماه و 10 روز و 11 ساعت و 16 دقيقه قبلچرا میشه بیشتر توضیح بدین من گیج شدم
14 سال و 5 ماه و 10 روز و 11 ساعت و 14 دقيقه قبلچرا مگه چشونه یاسی
14 سال و 5 ماه و 10 روز و 11 ساعت و 14 دقيقه قبلinja nemitonam
14 سال و 5 ماه و 10 روز و 11 ساعت و 14 دقيقه قبلخب برام پیام بذارین اگه میشه چون میخوام بدونم
14 سال و 5 ماه و 10 روز و 11 ساعت و 11 دقيقه قبلok
14 سال و 5 ماه و 10 روز و 11 ساعت و 10 دقيقه قبل
14 سال و 5 ماه و 10 روز و 11 ساعت و 5 دقيقه قبل