دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

یک دانشجوی عاشق دختر همکلاسیش بود,.. .. بالاخره یک روزی به خودش جرات داد و به دختر راز دلش رو گفت و از دختره خواستگاری کرد... اما دختر خانوم داستان ما عصبانی شد و درخواست پسر رو رد کرد. بعدم پسر رو تهدید کرد که اگر دوباره براش مزاحمت ایجاد کنه، به حراست میگه روزها ازپی هم گذشت و دختره واسه امتحان از پسر داستان ما یک جزوه قرض گرفت و داخلش نوشت " من هم تو رو دوست دارم، من رو ببخش اگر اون روز رنجوندمت اگر منو بخشیدی بیا و باهام صحبت کن و دیگه ترکم نکن. ولی پسر دانشجو هیچوقت دیگه باهاش حرف نزد. چهار سال آزگار کذشت و هر دو فارغ التحصیل شدند. اما پسر دیگه طرف دختره نرفت.!! نتیجه اخلاقی این ماجرا. . پسرهای دانشجو هیچوقت لای کتاب ها و جزوه هاشون رو باز نمیکنند.!!به بخت خود پشت نکنید و جواب بله رو همون اول بدید !!!!!

1391/01/22 - 11:25
12 ديدگاه
حامد*مهدی سابق*

مگه فقط تو دوران دانشجویی پیشنهاد داشتی مریم خانوم؟؟؟؟؟؟؟

14 سال و 5 ماه و 10 روز و 11 ساعت و 20 دقيقه قبل
তে γαsi তে

آخه کی به این پسرای دانشگاه ما بعله میگه

14 سال و 5 ماه و 10 روز و 11 ساعت و 16 دقيقه قبل توسط موبایل
حامد*مهدی سابق*

خب برام پیام بذارین اگه میشه چون میخوام بدونم

14 سال و 5 ماه و 10 روز و 11 ساعت و 11 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)