کی میدونه چیا بر دور و وریا میگذره. گاهی اونقدر شادیم که هیچ کسیو نمی بینیم و گاهی هم که عزیز تر از جان میشیم واسه هم. البته همش برای مدت محدود. اینجا همه چی حد داره الا یه چیز اونم نارفیقی هستش. چیزی که خیلی به ریش خیلی های دیگه میبندن. خیلی ساده میگذرن و باز به هم میخندن. درد داره. آتو گرفتن از هم اینجا لذت بخش شده. باید صبر کنی تا یه سوژه جدید بیاد و تمام کمبودای روانی و اجتماعیتو روش ارضا کنی. اینجا میان واسه خالی شدن. نه با هم بودن. سال 91 سالیه که حداقل ترین کارو میخوام انجام بدم. حد رو تعریف کنم. البته الان خیلی زوده برای این گنده گویی ها. رفاقت هایی که بوی نا دارن. ظاهرشون قشنگه ولی خدا میدونه که اونور قضیه چیا میگذره. خیلی راحت از کلمه مجازی استفاده میکنن و پدر صاحب بچه رو در میارن . اونوقت پیش خودشون میگن گور بابای فلانی. دستش که به من نمیرسه. اینجا حد ها دیده نمیشه. اینجا مرزش تو بی مرزیشه. ولی فارق از اینکه خیلی ها جنبهی این نا دوستی ها رو ندارن. میشکنن. غصه میخورن و درد میکشن. اینجا معرفت رو تو همون سلام اول صبح میبینن. اینجا تعابیر فرق میکنه. بازم سکوت
1391/01/22 - 12:48 در
میکده
خاصیت ادما اینه . . . . حالا چه مجازی . . . چه حتی واقعی . . .
14 سال و 5 ماه و 23 روز و 8 ساعت و 55 دقيقه قبلرفاقت ها بوی نا دارن . . .باهاتون موافقم
هر چی میخوان میگن...بعد فکر میکنن با یه عذر خواهی از دلت دراومده...نمیدونن دیگه واست مهم نیست..کی چی میگه...جواب سلامشو دادی چون...دیگه فهمیدی هیچ سلامیو باور نکنی ...بی خیال یوسف...قرار نیست واسه این آدما اذیت شی...
14 سال و 5 ماه و 23 روز و 3 ساعت و 15 دقيقه قبل