چگونه خودمان را بسازیم پدر روزنامه می خواند،اما پسر کوچکش مدام مزاحم او می شد.حوصله پدر سر رفت و صفحه ای از روزنامه که نقشه دنیا را نشان می داد جدا کرد و قطعه قطعه کرد و به پسرش داد. بیا کاربی برایت دارم...یک نقشه دنیا به تو می دهم.ببینم می توانی آنرا همان طور که هست بچینی؟و دوباره سراغ روزنامه اش رفت.می دانست که پسر کل روز را گرفتار این کار است.اما یک ربع بعد پسرک با نقشه کامل آمد. پدر با تعجب پرسید:مادرت به تو جغرافی یاد داده؟ پسر جواد داد:جغرافی دیگر چیست؟پدر پرسید؟ پس چگونه تونستی نقشه جهان را به این زودی بچینی؟ پسر گفت:پشت همین صفحه تصویری از یک آدم بود؛وقنتی آن آدم را دوباره بسازم دنیا را هم دوباره ساختم
1391/01/24 - 15:22 در
داستان کوتاه

14 سال و 5 ماه و 10 روز و 16 ساعت و 24 دقيقه قبلمرسی
14 سال و 5 ماه و 10 روز و 16 ساعت و 19 دقيقه قبلگاهی وقت ها یه داستان خوب یه جرقه تو ذهن انسان میزنه که ای بابا کجای کاریم
دقیقا
14 سال و 5 ماه و 10 روز و 16 ساعت و 10 دقيقه قبل