دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

تشييع جنازه ... !

1391/01/27 - 14:08 در بروبکس توییت
5 ديدگاه
✔ عـلـ[بابا]ــی

یک نفر داشته از سر كار برميگشته خونه ،
يهو ميبينه يك جمع عظيمي دارن تشييع جنازه ميكنند ،
منتها يه جور عجيب غريبي .
اول صف يك سري ملت دارن دو تا تابوت رو ميبرن ،
بعد يك مَرد با سگش راه ميره ،
بعد ازاون هم يك صف 500 متري از ملت دارن دنبالشون ميكن .
يارو ميره پيش جناب سگ دار ، ميگه :
تسليت عرض ميكنم قربان ، خيلي شرمندم . ميشه بگيد جريان چيه ؟
مَرده ميگه :
والله تابوت جلوييه خانممه ،
پشتيش هم مادر خانومم ،
هردوشون رو ديشب اين سگم پاره پاره كرد !
مَرده ناراحت ميشه ، همينجور شروع ميكنه پشت سر مَرده راه رفتن ،
بعد از يك مدت برميگرده ميگه :
ببخشيد من خيلي براتون متاسفم ،
ميدونم الانم وقت پرسيدن اينجور سوالا نيست ،
ولي ممكنه من يك شب سگ شما رو قرض بگيرم ؟!
مَرده يك نگاهي بهش ميكنه ،
اشاره ميكنه به 500 متر جمعيت پشت سر ،
ميگه : برو ته صف ... !

14 سال و 5 ماه و 6 روز و 10 ساعت و 48 دقيقه قبل
الينا

اگه اشتباه نكنم يكي از قصه هاي ملا نصرالدين باشه ....

14 سال و 5 ماه و 6 روز و 10 ساعت و 45 دقيقه قبل
✔ عـلـ[بابا]ــی

شاید ... ولی این برگردان از یک متن انگلیسی است !

14 سال و 5 ماه و 6 روز و 10 ساعت و 43 دقيقه قبل
الينا

مطمئن شدم يكي از قصه هاي ملا س آخه كتابش و دارم ...

14 سال و 5 ماه و 6 روز و 10 ساعت و 42 دقيقه قبل

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)