دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

سال 65 بود و دخترمان یك سال و خرده ای داشت. رسول از جبهه آمده بود مرخصی، بعد از شش ماه، خانه مادرش بودیم. چند بچه هم سن و سال دخترمان هم آنجا بودند. وارد كه شد، پرسیدم: كدام یكی از اینها دخترمان است؟ چند لحظه نگاهشان كرد؛ خندید و سكوت كرد... (شهید رسول حیدری ؛ شهادت : 1372 ؛ بوسنی و هرزگوین)

1391/01/29 - 16:50
بدون دیدگاه

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)