دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

آنه... تکرار غریبانه ی روزهایت چگونه گذشت...؟ وقتی روشنی چشم هایت در پشت پرده های مه آلود اندوه پنهان بود... با من بگو از لحظه لحظه های مبهم کودکی ات; از تنهایی معصومانه ی دست هایت; آیا می دانی که در هجوم درد ها و غم هایت; و دوران ملال آور زندگی ات; حقیقت زلالی دریاچه ی نقره ای نهفته بود...؟ آنه... اکنون آمده ام تا دست هایت را; به پنجه ی طلایی خورشید دوستی بسپاری; و در آبی بیکران مهربانی ها به پرواز درآیی... و اینک آنه! شکفتن و سبز شدن در انتظار توست... در انتظار تو…♥

1391/01/31 - 00:16
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)