جهت عضويت در Donbaler و دنبال کردنِ ✔کتــ☾ــے ... تمايل داريد ؟!

دنبالر یک میکروبلاگ چند رسانهای است که کاربران آن میتوانند یک ارسال با طول 1000 کاراکتر بهمراه تصویر، ویدئو، لینک و فایل داشته و با دنبال کردن کاربرانِ شبکه، افکار و نظرات خود را با سایرین به اشتراک بگذارند. گروهها، کارمندان، همکاران و انجمنها با ایجاد یک گروه عمومی یا خصوصی قادر به ارتباط با یکدیگر و اطلاع رسانی بوده و به کمک تکنولوژی RSS میتوانند تازه ترینهای شبکه را پیگیری نمایند. دنبالر توسط هر وسیلهی متصل به اینترنت از جمله تلفن همراه دنبالپذیر بوده و امکان ارسال پست توسط پیامک (SMS) را دارا میباشد!
میخواستم
14 سال و 5 ماه و 3 روز و 9 ساعت و 56 دقيقه قبلشعری برای جنگ بگویم
شعری برای شهر خودم- دزفول-
دیدم که لفظ ناخوش موشک را
باید به کار برد
اما
موشک
زیبایی کلام مرا میکاست
گفتم که بیت ناقص شعرم
از خانههای شهر که بهتر نیست
بگذار شعر من هم
چون خانههای خاکی مردم
خرد و خراب باشد و خونآلود
باید که شعر خاکی و خونین گفت
باید که شعر خشم بگویم
شعر فصیح فریاد
-هر چند ناتمام-
شاعر در جایی دیگر از زبان کودکی منتظر، شعر را اینگونه متوجه جبهه و دفاع مقدس میکند:
«؟ پس پدر کی ز جبهه میآید»
باز کودک زمادرش پرسید
گفت مادر به کودکش که بهار
غنچهها و شکوفهها که رسید
باز کودک زمادرش پرسید
کی بهار و شکوفه میآیند؟
گفت مادر که هر زمان در باغ
غنچهها لب به خنده بگشایند
روز دیگر سراغ باغچه رفت
کودک ما به جستجوی بهار
دید لب بسته است غنچه هنوز
برلب غنچه نیست بوی بهار
ای غنچههای خوب، چرا » : گفت
لبتان را زخنده میبندید؟
زودتر بشکفید و باز شوید
آی گلها، چرا نمیخندید؟
گاه با غنچهها سخن میگفت
گاه خواهش ز غنچهها میکرد
گاه گلبرگ غنچهای را نرم
با سر انگشت خویش وا میکرد.