دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

چون یک دست بابک را به شمشیر زدند، بابک با خونی که از بازویش فوران میکرد صورتش را رنگین کرد. خلیفه ازاوپرسید: چرا چنین کردی؟ بابک گفت: وقتی دستهایم را قطع کنند خونهای بدنم خارج میشود و چهره‌ام زرد میشود، و تو خواهی پنداشت که رنگ رویم از ترسِ مرگ زرد شده است. چهره‌ام را خونین کردم تا زردیش دیده نشود .

1391/02/02 - 16:31
5 ديدگاه
mehdi

چه فرقی میکنه هردوش ستایشه یه پست خوبه

14 سال و 5 ماه و 7 ساعت و 31 دقيقه قبل
mehdi

خوشم میاد میگی آذریه آفرین
اما ایرانی هم هست میدونی تو سایت ها متاسفانه عده ای پان ترک هستن که به کوروش و زرتشت توهین میکنن و میگن تبریز باید از ایران جدا بشه شما که همچین تفکری نداری؟

14 سال و 5 ماه و 7 ساعت و 22 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)