دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

دم مغازه دوستم وایستاده بودم ... یه خانومی اومد گوشه خیابون وایستاد ... خوش تیپ بود و خوش لباس ولی کمی سنش زیاد بود... ماشینای مختلف میامدن نزدیکش ولی چن متریش که میرسیدن پاشونو میزاشتن روی گاز ... دیگه کار به وانتیو موتوری هم رسید ... ولی ... زن کلافه شده بود ... دوستم گفت : دلم براش میسوزه ... گفتم : باید ببینی تو گذشته ها که جوونتر بودهو برو رویی داشته دلِ چن نفرو سوزونده بوده ...

1391/02/03 - 11:21 در چهار راه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)